خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )

مقدمة 15

نهج البلاغة ( فارسي )

داشتند . ديگر بار به جمع حاضران مىپردازد و مىبيند هنوز از آن زمان بيش از سى سال نگذشته است ، چه شد كه در اين فاصلهء كوتاه مسلمان نماها جاى مسلمانان راستين نشسته‌اند ؟ مردمى كه چون دنيا به روى آنان خنديد خدا را فراموش و امام خود را نافرمانى كردند . آن مردم كه گردنها را مىكشيدند و بر خود مىباليدند كه ما در راه خدا شهيد داده‌ايم و خود نيز در آرزوى شهادتيم كجا رفتند ؟ چرا اينان كه گرد مرا گرفته‌اند تن آسانى را بر كشته شدن در راه دين ترجيح مىدهند و هر يك مىكوشد تا اين وظيفهء دينى را به گردن ديگرى اندازد ؟ به مساوات و ايثار مسلمانان در صدر اسلام مىنگرد كه چگونه ديگرى را بر خود مقدم مىداشتند و مىكوشيدند خود را از آلوده شدن به مال دنيا پاك نگاه دارند . اكنون چرا اينان مال اندوز و دنيا پرست شده‌اند ؟ اين نمونه‌ها و دهها نمونهء ديگر محتواى خطبه‌هاى امام است . نامه‌ها بيشتر دستور كار حكمرانان است كه : چگونه با طبقات مردم رفتار كنند و چسان در نگهبانى خزانهء ملت بكوشند . در هزينه صرفه و صلاح جامعه را در نظر بگيرند . اما مضمون اين نامه‌ها دستور حاكم نيمى از پهنهء مسكونى جهان آن روز كه به عاملان زيردست خود فرمان مىدهد نيست ، نوشتهء پدرى مهربان ، سالخورده و سرد و گرم روزگار چشيده است كه به فرزندان نورس خويش مىآموزد تا در نبرد زندگى چگونه با مشكلات روبرو شوند . در بارهء فقره‌ها و جمله‌هاى كوتاه از خود چيزى نمىنويسم ، و نوشته‌ام را يك بار ديگر با قضاوت امام اديبان عرب عمرو بن بحر ملقب به جاحظ مىآرايم . « اگر از سخن على جز همين نكته را نداشتيم آن را شافى كافى و بىنياز كننده مىيافتيم بلكه افزون از كفايت و منتهى به غايت مىديديم . » براى آن كه نپندارند دلبستگى نگارنده به مذهب شيعه و شيفتگى وى به مكارم اخلاق و صفات انسانى على عليه السلام او را به چنين داورى واداشته است ، تنها ترجمهء يك فقره از مقدمهء شيخ بزرگوار محمد عبده رحمة اللَّه عليه